مطالعه روش شناسانه انقلاب نسبت در استنباط حکم از ادله متعارض و تطبیق آن بر حقوق معاصر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

گروه الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

10.22034/law.2025.65688.3454

چکیده

چکیده
حکم فقهی و حقوقی زمانی حجیّت خواهد داشت که با رعایت روش اصول استنباط به دست آید. مستنبِط در تفحّص ادله‏ برای استنباط حکم، گاه به بیش از دو دلیل شرعی یا ماده‌ قانونی برمی‏خورد که در نگاه اول به صورت کلی یا جزئی با هم متعارضند. فقها و حقوقدان‌ها راه‏های مختلف و گاه متضادی برای وصول به حکم در موضع تعارض می‌پیمایند؛ از قبیل تساقط، توقف، ترجیح،‏‏ تخییر یا سعی در رسیدن به جمع. راه‏کار انقلاب نسبت در موضع تعارض بیش از دو دلیل، اعم از نقلی و لُبّی امکان اجرا دارد. آیا این راه‌کار منطبق بر روش اصولی است؟ آیا بدون توجه به این راه‎کار، احکام مستنبطه حجیّت خواهند داشت؟ آیا این راه‎کار می‌تواند حجیت اصول عملی را به‏صورت تخصصی سلب کند و یا میدان تعارض را تغییر دهد؟ اثبات راه‌کار انقلاب نسبت، فضایی نوین و گسترده در مقابل مستنبِط قرار می‏دهد تا بتواند در صدور حکم از حجیّت آن مطمئن شده، به ساحت احکام واقعی نزدیک‌تر شود و در صورت ردّ، به حجیت راه‌کار جایگزین اطمینان یابد. این راه‌کار در ساحت علم حقوق، هم به تبع احکام فقهی و هم اولا و بالذات اهمیت دارد. در این پژوهش به بررسی تحلیلی استدلالی راه‏کار انقلاب نسبت با روش اصولی و انطباق با قواعد کلی مستفاد از اخبار علاجیه و قواعد عقلی با شیوه‌ کتابخانه‌ای می‌پردازیم. راه‌کار انقلاب نسبت قواعد لفظی و جمع عُرفی در سیره‏ی عُقلا را بین دلایلی که عامّ و خاصّ مطلق یا من‏ وجه، نصّ و أظهر و ظاهر و یا راجح و مرجوح هستند اجرا کرده، نشانگر نسبت دقیق ادله‌ متعارض جهت صدور حکم است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات